محمد رضا واليزاده معجزى
87
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
خبر طغيان مجدد عشاير كه به خانلر ميرزا احتشام الدوله رسيد ، ايلدرم ميرزا را در شهر خرمآباد گذاشته ، ولى خان و فوج سيلاخورى و سواره عباس قلى خان « 1 » پشتكوهى كه به دويست سوار بالغ بودند ، با صد سوار بختيارى در ركاب ايلدرم ميرزا عازم طرهان گرديد و از آنجا به وسيله نامه و قاصد و پيغام با عشايرى كه سر از اطاعت برتافته بودند ، به مذاكره پرداخت كه از طريق مسالمت آنها را رام و مطيع گرداند و چون نتيجه مثبت به دست نيامد در يك شب بهطور شبيخون بر سر آنان تاخته در اين گيرودار على مردان خان رئيس طوايف موموند دلفان با چند نفر ديگر كشته شدند موسى خان حسنوند « 2 » و مابقى متفرق شدند و لرستان فىالجمله آرامشى پيدا كرد و ايلدرم ميرزا جريان اين فيروزى را به احتشام الدوله كه در دالپرى پشتكوه اقامت داشت ، گزارش كرد و احتشام الدوله كه قصد حركت به پيشكوه و تعاقب طايفه سگوند را داشت فسخ عزيمت نمود و در قبال اين خدمات خلعتهايى براى خود ايلدرم ميرزا و موسى خان ياور - برادر ولى خان - و ساير صاحبمنصبان فوج و عباس قلى خان سرتيپ كه آن موقع والى پشتكوه بود ، فرستاد و جواد خان سرهنگ را با فوج جديد سيلاخور « 3 » و يكصد سوار زبده از پشتكوه ( منطقه دالپرى ) نزد ايلدرم ميرزا به پيشكوه اعزام داشت . اما عشاير لرستان بعد از آن شكست ، مجددا اجتماع كرده به سوى صميره « 4 » حركت و انبار دولتى را غارت و عدهاى را نيز به قتل رسانيدند و آمادگى خود را براى جنگ با ايلدرم ميرزا اعلام داشتند . ايلدرم ميرزا گزارشى به خانلر ميرزا احتشام الدوله فرستاد كه هرچند دو فوج سرباز با ماست ، ولى نفرات عشاير به هفت هزار مىرسد و احتياج به تقويت داريم . احتشام الدوله بدون درنگ دو هزار سوار و تفنگچى از طايفه هفت لنگ و چهار لنگ بختيارى به اتفاق حسينقلى خان « 5 » و جعفر قلى خان در اختيار محمد رحيم خان قاجار گذاشته و به صميره اعزام داشت و
--> ( 1 ) . عباس قلى خان برادر حيدر خان و عموى حسينقلى خان ابو قداره بود . ( 2 ) . موسى خان پدر سرهنگ معروف است كه از شجاعان مشهور لرستان است . ( 3 ) . چون در شورشى كه سلسله و دلفان عليه ايلدرم ميرزا كردند ، سربازان فوج سيلاخور برضد افسران فوج قيام و موجبات شكست ايلدرم ميرزا را فراهم آوردند و بعد فوج مزبور بدون كسب اجازه به بروجرد رهسپار شدند ، لذا چنين به نظر مىرسد كه سربازان متمرد فوج را از خدمت اخراج و سربازان تازه بهجاى آنها استخدام كرده بودهاند و واژه « جديد » كه در روضة الصفا به نظر مىرسد بههمين علت است . ( 4 ) . صيمره سابقا خالصه دولت بوده و بعدا تيول والى شده است . ( 5 ) . همان ابو قداره است كه بعدا به واليگرى رسيد . [ بر خلاف يادآورى نويسنده ، بايد گفت اين فرد ابو قداره نيست . بلكه